محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
382
خلاصة الحكمة ( فارسى )
سين مهمله و سكون واو و راء مهمله - نامند و بعضى گفتهاند كه چون چهل روز از انفجار آن بگذرد و التيام نيابد آن هنگام آن را ناسور گويند . [ تبصره ] : و اين اسامى كه ذكر يافت ، نظر بر معنى مصدرى [ آنها ] است و اگر در آنها فاعليت را « 1 » ملحوظ نمايند ، به صيغهء اسم فاعل خوانند ؛ مانند « باتر » و « شاقّ » و « شارح » و « هاتك » و « جارّ » و « صادع » و « فاسخ » و « قاطع » و « فاصل » و « باثق » و « فاتق » و « راضّ » و « مفتّت » و « ساحج » و « خادش » و « كاسر » و غيرها . و بدان كه آن چه ذكر يافت ، اسامى تفرّق اتّصال مختصّ به اعضاء مفرده بود . آن چه به اعضاء مركّبه واقع شود مانند قطع انگشت و دست و پا و غيرها : گاه واقع مىشود ميان دو جزء عضو « 2 » مركّب كه يكى از ديگرى جدا گردد بى آن كه برسد تفرّق اتّصال به عضو متشابه الاجزاء - يعنى مفرده - و آن را مسمّى به اسم « انفصال » و « انخلاع » و « فصل » و « خلع » گردانيدهاند و اگر در آن عضو عصب باشد و زايل گردد از موضع خود ، آن را « فكّ » نامند . و تفرّق اتّصال كه به عضو متشابه الاجزاء واقع شود ، آن را « انحلال فرد » نامند . و گاه به مطلق تفرّق اتّصال ، اطلاق « انحلال فرد » نمايند . [ تبصره ] : مخفى نماند كه بعضى اعضاء احتمال تفرّق اتّصال ندارند مطلقا ؛ به سبب كمال شرافت و رياست مانند دل كه تفرّق اتّصال و موت آن با هم معاند . [ فايده ] : و نيز ببايد دانست كه : تفرّق اتّصال چون در عضو جيد المزاج واقع شود ، زود به اصلاح آيد و اگر در عضو فاسد المزاج واقع شود ، دير اصلاح يابد . و قروح صيفيه چون به سبب گرمى هوا دير به اصلاح مىآيند و به طول مىانجامد ، منجرّ به « آكله » مىگردند در اكثر اوقات . [ فايده ] : و نيز ببايد دانست كه تفرّق اتّصال در مجارى ، اكثر باعث اتّساع آن است . و از اين جهت است كه در اسهال كبدى به سبب وقوع تفرّق اتّصال در سطوح آن ، اتّساع در
--> ( 1 ) . الف : ( را ) حذف شده . ( 2 ) . ب : ( عضو ) حذف شده .